مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

89

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

اگر بار ديگر دزدى كرد به دو گواه عدل كفايت مىشود و تاوان آنچه به سرقت برده است از او گرفته مىشود و آن علامتها را به جاى يك گواه تلقى مىكنند و در موضعى ديگر از بينى و گوش او بريدگى ايجاد مىكنند . اگر بار سوم دزدى كرد يك گواه كافى است و تاوان آنچه به سرقت برده است از او گرفته مىشود و در جاى ديگرى از گوش و بينى او بريدگى ايجاد مىشود . حال اگر بار چهارم دزدى كرد بدون گواه هر چه را كه مدعى خواستار آن شود بايد بپردازد . در بحثى كه مؤلف پيرامون مذهب خرّمدينان پرداخته مىگويد اينان دسته‌هاى بسيارند . وجه جامع ايشان اعتقاد به رجعت است و برآنند كه آنچه در انبيا دگرگون مىشود « اسم » و « جسم » آنان است و گر نه انبيا ، با همه اختلاف شرايع و اديانشان ، يك چيز بيشتر نيستند و يك روح‌اند و اين نكته كه مؤلف از ايشان نقل مىكند خواننده را به اين تفكّر وا مىدارد كه آيا انديشهء « حقيقت محمديّه » را ابن عربى از همين خرّمدينان نگرفته است ؟ - انديشه‌اى كه در شعرهاى بعد از ابن عربى ، همه جا ، شيوع مىيابد كه : تا صورت پيوند جهان بود على بود * تا نقش زمين بود و زمان بود على بود مسجود ملايك كه شد آدم ز على شد * آدم چو يكى قبله و مسجود على بود هم موسى و هم عيسى و هم خضر و هم الياس * هم صالح پيغمبر و داود على بود [ 1 ] و در آن شاعر ( كه به نام مولوى شهرت يافته و مسلّما از او نيست ) سعى كرده است تمام انبيا را تكرار يك « روح » در تاريخ بداند و تجليّات يك « حقيقت » . در دنبال اين سخن مؤلف معتقد است كه اينان برآنند كه وحى هرگز منقطع نخواهد شد و هر صاحب دينى ، در دين خويش مصيب است . اين انديشهء آنان نيز يادآور افكار ابن عربى است كه حتى در بت‌پرستى نيز همان را مىبيند كه در توحيد و آيهء « وَ قَضى رَبُّكَ أَلّا تَعْبُدُوا إِلّا إِيّاهُ » 17 : 23 ( 17 : 23 ) را چنان مىفهمد كه هر چيز را بپرستى او را پرستيده‌اى . [ 2 ]

--> [ 1 ] شمس الحقايق ، رضاقليخان هدايت ، ص 174 . [ 2 ] محيى الدين در تفسير « وَ قَضى رَبُّكَ أَلّا تَعْبُدُوا إِلّا إِيّاهُ » 17 : 23 ( 23 : 17 ) همين برداشت را دارد كه هر چيز را بپرستى او را پرستيده‌اى ( فصوص الحكم ، چاپ دكتر ابو العلاء عفيفى ، ج 1 ، ص 33 ) و اين انديشه از طريق آراى ابن عربى وارد ادبيّات فارسى شده است و شيخ شبسترى گفته است ( گلشن راز ، چاپ باكو 100 ) : مسلمان گر بدانستى كه بت چيست * بدانستى كه دين در بت‌پرستى است